چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشی که دوباره زل
بزنی به صفحه سرد مونیتور و فقط نگاهت به ایدی یه نفر
باشه و همش دعا کنی که روشن باشه با اینکه از قبل میدونی
امشبم مثل تموم شبهای گذشته فقط باید چشمهای خواب رفته
ادمک ایدیشو ببینی و درد دلاتو براش اف بذاری به این امید
که شاید اومدو خوند و جوابتو داد جوابهایی که مثل همیشه
حرف تازه ای توش نیست انگار که هیچوقت نمیخواد باور
بکنه که :
.
.
دوستش داری
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ توسط عاشق
